كشف راكون در جنگلهاي تالش

با مشاهده و شناسايي راكون در منطقه تالش با مشاهده و شناسايي راكون در منطقه تالش گيلان يك گونه به پستانداران وحشي ايران اضافه شد.
مهندس هوشنگ ضيايي محقق حيات وحش و نويسنده كتاب راهنماي صحرايي پستانداران ايران در گفت وگو با قلم سبز ايران اعلام كرد: با دستگيري يك راكون با همكاري افراد محلي و كاركنان اداره كل حفاظت محيط زيست گيلان و تهيه عكس و فيلم از آن، شايعات پيشين در مورد احتمال وجود راكون در جنگل هاي گيلان تأييد شد. وي افزود: اين راكون با نام علمي
PROCYOL Lotor پستاندار خاص قاره آمريكاست و از جنوب كانادا تا پاناماپراكندگي دارد ولي جهت تكثير و استفاده از پوست گرانبهايش سالها پيش در دو كشور فرانسه و اتحاد جماهير شوروي سابق رهاسازي شده است.
مهندس ضيايي اشاره كرد: از آنجايي كه منطقه جغرافيايي زيستي اين جانور با منطقه جغرافياي زيستي ايران فاصله زيادي دارد، احتمال اين كه اين حيوان به صورت طبيعي از گذشته در ايران وجود داشته است بسيار بعيد به نظر مي رسد. اما با توجه به اين كه راكون حيوان بسيار فعالي است و گاهي اوقات حدود ۸۰۰ كيلومتر فاصله را طي مي كند، مي توان حدس زد كه پس از تكثير در شوروي جمعيت اين حيوان گسترش يافته و وارد ايران شده است.
اين گزارش مي افزايد: از تاريخ ورود راكون به ايران اطلاعات زيادي در دست نيست. براساس بررسي هاي انجام شده و اظهارات افراد محلي اين حيوان براي اولين بار در سال ۱۳۶۹ در منطقه تالش مشاهده شده است.
مهندس ضيايي اشاره كرد: چند مرحله بررسي هاي صحرايي كه با همكاري آقاي شكرگزار محيط بان اداره تالش، آقاي مهندس احمد برومند و مهندس هادي فهيمي انجام گرديد، مشخص شد كه در سه روستاي تالش اهالي محل تعدادي راكون را مشاهده و حتي آنها را زنده گيري و يا به قتل رسانده بودند.
در منطقه آستارا نيز زارعين خبر از وجود حيواني به نام لاس پلنگ (گربه پلنگ) مي دادند كه اخيرا در منطقه مشاهده شده و به مزارع ذرت خسارت وارد مي كرد. مشخصات ارائه شده دقيقا با مشخصات راكون مطابقت داشت. در اوايل ارديبهشت ماه سال جاري يك راكون در يكي از روستاهاي اسالم توسط اهالي محلي دستگير و تحويل اداره محيط زيست تالش شد. اين حيوان پس از مدتي نگهداري در اداره و منزل محيط بان شكرگزار توسط ايشان در منطقه حفاظت شده ليسار رها شد.
مهندس ضيايي افزود: از آنجايي كه ورود جانوران غيربومي به يك منطقه و سازش آنها با محيط جديد ممكن است تاثيرات ناخواسته اي بر اكوسيستم منطقه ايجاد كند، لازم است در مورد محدوده پراكندگي، جمعيت، زاد و ولد و رژيم غذايي اين حيوان بررسي هاي جدي صورت گيرد. به هر رو به نظر مي رسد اين حيوان اكنون كاملا با اقليم گيلان سازگار شده و مي تواند در شمار يكي از پستانداران حيات وحش ايران محسوب شود.

سرنوشت وزغ تالشی در ابهام

سبزپرس – گروه محیط طبیعی: «وزغ تالشی» که به عنوان بزرگترین دوزیست ایران شناخته شده هم اکنون با تهدیدهای فراوانی از جمله مرگ در جاده ها در فصل تولید مثل و زادآوری روبرو است. این جانور با وجود پراکنش بسیار محدود جهانی در هیچ یک از طبقه بندی های حفاظتی قرار نگرفته است.

 

به گزارش سبزپرس، این گونه دوزیست با نام علمی Bufo eichwaldi به عنوان بزرگترین گونه دوزیست ایران شناخته شده اما تا کنون مطالعات بسیار کمی روی آن انجام شده و اطلاعات زیادی درمورد آن در دست نیست. 
وزغ تالشی وابسته به یکی از بزرگترین خانواده های وزغ با تعداد 569 عضو است. این جانور با نام های «وزغ تالشی» و «وزغ ایچوالد» در کتاب های جانورشناسی نام برده شده است. 
وزغ تالشی دارای بدنی پهن و مکعبی شکل به طول تقریبی 14 سانتی متر و پاهایی به طول 13 سانتی متر است، سری بزرگ دارد و چشمانی که در دو طرف سر متمایل به جلو و بالا قرار گرفته است. پوست بدن آن نیز به رنگ کرم قهوه ای با خال های سیاه رنگ است. سطح شکمی آن سفید یا شیری با خال ها یا لکه های بزرگ تیره رنگ و نامنظم به رنگ قهوه ای- مشکی است.
پیش از این تصور می شد که این گونه وزغ تنها در محدوده جنگل های «تالش» (ما بین دو استان گیلان و اردبیل) یافت می شود اما اخیرا جمعیت هایی از آن تا شرق استان مازندران نیز مشاهده شده است. 
«باربد صفایی» از «انجمن خزنده شناسان پارس» درباره این گونه دوزیست می گوید: می توان گفت پراکنش وزغ تالشی در تمامی دامنه شمالی رشته کوه البرز از شرق مازندران تا قسمت هایی از غرب استان اردبیل گسترده است. این گونه به جز ایران در قسمت های جنوبی کشور همسایه جمهوری آذربایجان نیز پراکنش دارد. به عبارت دیگر پراکنش جهانی آن محدود به ارتفاعات حوزه جنوبی دریای خزر است.  
 
وزغ هایی که به جای تولید مثل، می میرندهم اکنون وزغ های تالشی با تهدیدهای فراوانی روبرو هستند که مانند تمامی جانوران در معرض تهدید و خطر، تخریب زیستگاه مهمترین تهدید برای این گونه دوزیست است. تغییر کاربری پهنه های جنگلی به زمین کشاورزی و متعاقب آن، ورود سموم آفت کش و علف کش شیمیایی به آب های سطحی، بخشی از این تخریب محسوب می شوند. 
علاوه بر این، تغییرات اقلیم و الگوهای بارش در زیستگاه جانور و همچنین از بین رفتن و کشته شدن مستقیم به دست انسان ها از دیگر تهدیدهای این گونه محسوب می شود. 
اما گذشته از این عوامل، تلفات جاده ای فراوان در فصل تولید مثل و زادآوری، در چند سال گذشته تبدیل به یکی از مهمترین عوامل تهدید این گونه شده است. 
وزغ هایی که در فصل زادآوری قصد عبور از عرض جاده ها را دارند، به دلیل کاهش سطح هوشیاری در این فصل، زیر چرخ های خودروهای عبوری از بین می روند و همین مسئله باعث شده تا جاده های مواصلاتی، یکی از تهدیدهای این جانور محسوب شود. 
صفایی می گوید: فصل زادآوری در مناطق مختلف با توجه به سرمای هوا متفاوت است اما در یکی از مناطق بررسی شده در استان مازندران، اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که از اواخر دی ماه افراد بالغ از پناهگاه های خود در قسمت های جنگلی خارج شده و به سمت آبگیرها حرکت می کنند. در این میان تعداد آن ها رفته رفته تا اوایل بهمن ماه افزایش می یابد به نحوی که این گرد همایی ها در مناطقی به حدی زیاد است که موجب مسدود شدن جاده های محلی در شب می شود. 
او ادامه می دهد: در این هنگام به دلیل وجود فعل و انفعالات شیمیایی در بدن، وزغ ها هوشیاری چندانی ندارند و متاسفانه تعداد قابل توجی از آنها در مسیر جاده ها به زیر ماشین می روند و تلف می شوند.
او همچنین تاکید دارد: این موضوع به حدی جدی است در بررسی انجام شده در منطقه «عباس آباد» بهشهر در فاصله  حدود 40 روز، تلفات وزغ ها روزانه به بیش از 250 جفت می رسد و تکرار این کشتار جاده ای هر ساله باعث آسیب جدی به جمعیت این گونه در مناطق جنگلی  مازندران و گیلان شده است. به طوری که افراد محلی معتقدند جمعیت آنها به یک سوم کاهش یافته است.
صفایی معتقد است که می توان با آموزش مردم محلی، و نصب علائم هشدار دهنده در جاده ها، نظیر کاری که در کشورهای دیگر انجام می شود، تلفات جاده ای این گونه را به حداقل رساند. 

ادامه نوشته

نگاهی به زندگی حیوان با وفا(1)


سگ های گله و نگهبان برای مبارزه با گرگ و حیوانات وحشی در مناطق مختلفی که سرگرم کار دامپروری و چرای احشام بودند از امریکا افریقا آسیا و .. وجود داشتند و این وجود برابر با موجودیت حیات صاحبان و احشام مورد پاس داری و محافطت بوده و است .انسان از هزاران سال قبل به جانوری دست آموز نیاز داشت که با داشتن توانایی جسمی و سرعت کافی از او در برابر درندگان حفاظت کند. این جانور که بتدریج در طی زمانی طولانی از گرگ ها بوسیله ی پرورش انتخابی نمونه های مناسب پدید آمد سگ است که هنوز برای نگهبانی استفاده می شود. در اینترنت اشاره به سگ آلانت Alaunt شده که اقوام آریایی با خود به آسیا آوردند و این سگ ها احتمالا منشا تمام سگ هایی هستند که واریانت های ماستیف Mastiff به شمار می آیند . بسیاری از نژادهای سگ گله خصوصیاتی دارند که خاص سگ های ماستیف است ( یعنی به ماستیف انگلیسی شبیه هستند ) این ویژگی ها عبارتند از  بدن عضلانی و سر درشت با فک پهن و پوزه ای سیاه.  برخی دیگر ماستیف تبتی را جد همه ی سگ های با ظاهر شبیه ماستیف انگلیسی می دانند.

برخلاف آنچه برخی می پندارند هنوز در بسیاری از فرم های زندگی اجتمایی انسان نقش سگ برجسته و دست نخورده است. دامداران در همه ی کشورها نژادهایی از سگ گله دارند که برای منطقه ی زندگی آنها مناسب تر است. در کشور ما به سگ عشایری و سگ گله ی شیرک و گمل Gamal که هم میهنان کرد به سگ های گله ی درشت اندام اطلاق می کنند – می توان اشاره کرد که هنوز حتی با جستجو در اینترنت نمی توان مطلب کافی در باره ی آن ها پیدا کنیم.

نژادهای معروف سگ های گله دارای خصوصیات مشترک مهمی هستند که در طی هزاران سال در روند پرورش این سگ ها برای کار نگهبانی این سگها مطلوب در نظر گرفته شده است. این ویژگی ها عبارتند از:  جسارت  – توانایی اقدام بدون نیاز به دخالت انسان – ویژگی ایجاد همبستگی با جانورانی دیگر در شرایطی که از سن کم  (معمولا از۷-۸ هفتگی) در کنار آنها قرارگیرند. این سگ ها در اطراف گله جایی را برای نظارت انتخاب می کنند و به ظاهر اکثرا در حال استراحت هستند ولی در صورت خطر بسیار سریع دخالت می کنند و خود را بین جانوران درنده و گله ی دام قرار می دهند و در صورت ادامه ی حضور جانوران مهاجم با آن ها درگیر می شوند. این سگ ها  به زندگی در شرایط دشوار عادت دارند. کنترل بهداشت این سگها به دلیل تماس نزدیک آن ها با وحوش  برای کنترل بیماری هایی مانند هاری اهمیت دارد.

در روسیه سه نژاد سگ گله وجود دارد که کلاً آنها را Ovcharka می نامند واین سه زیرگروه  عبارتند از:

  1. سگ گله ی  آسیای میانه  و
  2. قفقازی
  3. سگ گله ی جنوب روسیه

(روس ها این سگ ها را Volkodav می نامند یعنی گرگ کش ).
در مناطق دیگر مثل ارمنستان سگ گله مشابه که در آنجا گمپر Gampr خوانده می شودوجوددارد. همینطور در ترکمنستان مشابه همین سگ های آسیای میانه Central Asian ovcharka را به نام آلابای Alabai می نامند. در افغانستان این سگ ها را سگ کوچی می نامند و آنها را به دو جنس شیری (درشت تر  برای کوهستان ) و پلنگی (ظریفتر برای دشت ) تقسیم می کنند. 

سگ های گله ی ترکیه سه دسته ی عمده هستند (خود نویسندگان ترکیه نامگذاری های مغشوشی ارائه می دهند) که عبارتند از سگ کنگال Kangal و سگ آکباش Akbash و سگ گله ی آناتولی Anatolian Shepherd . لازم به ذکر است که سگ هایی مشابه کنگال در کردستان و آذربایجان ایران وجود دارند و ممکن است قدمت استفاده از این سگ ها در ایران بسیار بیشتر از ترکیه باشد.

سگ های گله ی ایران به درستی بررسی نشده اند و بطور عام می توان از سگ گله ی سراب و سگ های گله در کردستان که هم میهنان کرد آن ها را گمل Gamal می نامند یاد کرد و همینطور از سگ های موسوم  به  شیرک  که تنها بطور گذرا در اینترنت به اسم آن ها اشاره شده است.

در مورد سگ های مازندرانی هم اشاره ی گذرا در اینترنت وجود دارد که بسیار کم است. می توان از سگ عشایری و سگ تالش هم یاد کرد که به دلیل فقدان بررسی علمی فعلا جز ذکر نام چیزی در باره ی آن ها در دست نیست. 

در مجارستان دو نژاد کوواژ Kuvasz و Komondor معروف هستند. در فرانسه سگ های گله ی  گریت پیرنی Great Pyrenee معروف هستند ودر ایتالیا سگ گله ی ماره مارMaremmar.
مشابه همین سگ ها در قلمرو یوگوسلاوی سابق به نام شارپلانیناک وجود دارد.

استفاده از این سگ ها در آفریقا باعث کمتر شدن حمله ی درندگان در حال انقراض مثل یوزپلنگ به دام ها شده و تمایل دامداران نیز برای کشتن این جانوران درحال انقراض کم میشود و این یعنی منفعت دوسویه. 

در آمریکا حدودا از دهه ی ۷۰ است که بررسی مفید بودن این سگ ها برای کاهش اتلاف دام ها به وسیله ی درندگان انجام شده و استفاده از نژادهایی مثل سگ گله ی آناتولی و گریت پیرنی و ماره مار رواج دارد. آنها میزان خسارات ناشی از اتلاف دام به وسیله ی درندگان را مشخص کرده و با بررسی هزینه نگهداری سگ گله و خسارات به این نتیجه رسیدند که استفاده از این سگ ها مفید و به صرفه است .

صرفنظر از همه ی ابهامات در مورد سگ های گله ی ایران  می باید به این اشاره کرد که این جانوران زحمتکش که خط مقدم تماس سیستم دامداری با دنیای وحش هستند می بایست بررسی علمی شده و تحت پوشش خدمات دامپزشکی دقیق قرار گیرند زیرا این کار به کنترل هرچه بهتر بیماری هایی مانند هاری می انجامد ما باید کاربررسی و اصلاح نژاد سگ های بومی را آغاز کنیم.