تالــش ت ایرانـــی را ایفتـخاریـش           ستبرَه سینَه ئی دیشمِندی ناریش

ت کو ایشتَه مَمود، داتام، باله روس         ت یالَـه کادوســی کـا یـادگـاریش

                                                                  (آرمین فریدی)   
سروران گرامی برای بهتر شدن این وبلاگ ما رو از نظرات،پیشنهادات و انتقادات خود آگاه سازید...استفاده از مطالب،تصاویر و موضوعات این وبلاگ با درج منبع آن بلامانع است...با تشکر مدیریت وبلاگ: الیاس فرجی دلیجان
+ نوشته شده توسط Elyass در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 و ساعت 1:53 بعد از ظهر |

  
موسیقی تالش(برگرفه از: تارنمای مرجع تالش شناسی)                                                  
مقدمه:
موسیقی بخشی از سرشت آدمی است و از نخستین نیاز های انسانی و وسيله اي براي ارضاء و تلطيف روحي بشر به شمار می آید. موسیقی هر ملت تجلی سیر تکاملی دقت، هوش، چگونگی مشاهده و استنباط و عواطف روحی آن ملت در طول تاریخ است. موسیقی هر قوم ضمن آنکه به توصیف زندگی آنان می پردازد، زبان دل ، مظهر عواطف و احساسات لطیف و موزون آنان نیز محسوب می گردد. عوامل متعددی از جمله شرایط متنوع جغرافیایی ، وقایع تاریخی ، سنت، فرهنگ و باورهای جمعی هر ملت یا قوم بر موسیقی تاثیر گذار هستند. براین اساس موسیقی قوم تالش نیز در گذر تاریخ از دستخوش چنین تغییراتی مصون نمانده است. وقایع مختلف تاریخی در تالش سبب گردیده که مرزهای جغرافیایی و سیاسی شکافهای فرهنگی قابل ملاحظه ای را بر بنیادهای فرهنگی این قوم تحمیل نماید. بطوری که امروزه موسیقی قوم تالش در حوزه قلمرو کشور های ایران و آذربایجان قابل بررسی می باشد.
تقسیم بندی انواع موسیقی تالش در ایران:
1- دستو نها:
دستونها بخش مهم و معرف جنبه عام موسیقی تالش هستند. معنی لغوی دستون، « دستان » پارسی است که در فرهنگ ها، نغمه، افسانه و آواز معنا شده است. آواز تالش ( دستون ) مبتنی بر فرم دوبیتی است.
دستون ها در هر نقطه ای از دیار تالش دارای رنگ و حس ویژه ای هستند و از نقطه ای به نقطه دیگر فاصله محسوسی میان آنها احساس می شود. مثلاً دستون شاندرمن و ماسال با دستون و تالشدولابی، اسالمی و کرگانرودی متفاوت است. منشا این تفاوتهای ملودیک را می توان در نحوه زندگی و نگرش معیشتی – فرهنگی و تفاوت گویشها جستجو نمود. همچنین شرایط متفاوت جغرافیایی که همجواری و تعامل فرهنگی با سایر اقوام و تیره های قومی را به ارمغان آورده است، از جمله مهمترین عوامل تاثیر گذار بر این تفاوتهای ملودیک به شمار می آید.
2- ترانه ها ( تصنیف ها):
علیرغم تنوع چشمگیر ( از نظر کیفی) ترانه ها در سر تا سر منطقه تالش ، تعداد ترانه هایی که تا کنون شناخته شده اند ، محدود می باشند. این ترانه ها از نظر لحن و مضنون در گروههای زیر قرار می گیرند:
الف) نغمه های حماسی و رزمی:
این گروه ترانه ها به داستان یا روایتی از سرگذشت یک قهرمان ( پهلوان نامی) اشاره دارند که نماد هایی از ارزشهای مثبت اخلاقی را یادآروی می کنند. از جمله این ترانه ها می توان به لدوبه، كَلَ ورزاپردَ و محمود به اشاره نمود. مثلاً در ترانه محمود به ، قهرمان داستان محمود است که به دلاوری و جوانمردی در منطقه شهرت داشته و روزی گروهی از راهزنان از کوهستانهای اطراف خلخال به قبیله و خاندان او دستبرد می زنند. محمود و برادرش که برای شکار یا جمع آوری هیزم به جنگل رفته اند از این ماجرا بی خبر هستند. راهزنان ضمن گسیل داشتن گوسفندان و مال و منال محمود به سوی مقصدشان، خواهر محمود را نیز سوار بر اسبی نموده و با خود همراه می برند.
خواهر محمود نیز سوار بر اسب ، نی « لَلَ» خود را بر می دارد و در آن می دمد و توسط نغمه هایی که طنین آن در کوهستان و جنگل می پیچد محمود را متوجه می سازد که راهزنان به آنها هجوم آورده اند و از این طریق محمود مطلع می گردد و به نبرد با راهزنان می پردازد و آنان را متواری می سازد و مال و منال و خواهر و خود را باز می گرداند.
ب) نغمه های کار:
این نغمه ها خود به خود به دو گروه تقسیم می شوند نغمه هایی که در مزارع توسط مردان و زنان خوانده می شوند. معمولاً زنان از این نغمه ها بیشتر استفاده می کنند و نقش این نغمه ها در موزون نمودن حرکات جمعی کار ، رفع خستگی و کاهش سختیهای همراه با کار، ایجاد روحیه مناسب کارگران و سعی در مطلوبیت محیط کار می باشد.
از نمونه این نغمه ها می توان به ترانه های آمانه لیله، کوکو بخونه و کاربشیمون نه نه اشاره نمود. مضامین ترانه ها از توصیفهای عاشقانه تا اشاره به نحوه کار و یاد آوری زیبایی های طبیعی محیط پیرامون مانند سر سبزی و نشاط جنگلها و مزارع تا صدای پرندگان را شامل می شود.
گروه دوم نغمه های مربوط به فعالیتهای رایج در منازل است از جمله این فعالیتها می توان به نخ ریسی، شیردوشی و بافت فرآورده های آن، بافندگی جوراب ، سجاده و سایر پوشاک رایج در این مناطق اشاره نمود.
در این نغمه ها که معمولاً زنان نقش محوری کارها را به عهده دارند، ارتباط مستقیم با طبیعت و محیط پیرامون به حدی شگفت انگیز است که زنانی که گاوهایشان را برای چرا به محیط بیرون از روستاها می برند با سردادن نغمه هایی و اسامی ای که برای هر یک از گاوها انتخاب کرده اند، آنها را صدا می زنند و خواسته هایشان را به آنان ابراز می دارند و هر یک ار حیوانات مورد نظر نیز به خواسته ها جامه عمل می پوشانند. این خواسته ها می توانند دور نشدن حیوان از محل مورد نظر یا ایستادن در صفی منظم هنگام بازگشت به خانه و ... را شامل گردند.
پ) نغمه های عارفانه:
این نغمه ها به وسیله دراویش پیرو طریقه قادریه و نقشبندیه در اعیاد و مراسم مذهبی و اغلب به شکل گروهی اجرا می گردد. قطعاتی چون « بابا طاهری»، « مولود نامه » و « زیارتنامه » که توسط صوفیان در خانقاه اجرا می گردد به این گروه تعلق دارند.
ت) نغمه های بزمی:
این نغمه ها در مراسم عروسی و شادمانیها در قالب ترانه هایی مانند« هیارهیار»، « مبارک با» و « آمان آمان» اجرا می گردند.
3- هوا (پرده) :
گسترده ترین بخش موسیقی تالش ، نغمات بدون کلام یا «هوا» ها و پرده ها هستند. این بخش از موسیقی تالش نیز بر حسب مضمون به گروههای مختلفی چون وصفی، رزمی ، بزمی و ... تقسیم می شود. «نی» یا «لله» رایج ترین سازی است که این بخش از نغمه ها را ایفا می نموده ، لیکن امروزه از نوازندگان این ساز اثری باقی نمانده است.« نی لبک» نیز در برخی از مناطق وظیفه اجرای این نغمه ها را به عهده دارد. در منطقه تالش « هوا» های مختلفی شنیده می شود که عناوین برخی از آنها به این شرح است: « ریه پرده»، «شتره زنگ» یا « شتر زنگی» ، « پاییزه هوا»، « ورزا جنگ»، «دوشه هوا»، « کیجه پرده» و ...
4- ساز های رایج:
سرنا، تنبوره، نی(لله)، دایره و لبک ( نی لبک) از جمله سازهایی هستند که طی نیم قرن کذشته در مناطق تالش نشین رایج بوده اند. امروزه از سرنا و تنبوره اثری دیده نمی شود. نی(لله) و دایره را می توان از جمله سازهای رایج امروز در مناطق تالش نشین ایران دانست که به انتظار نشسته اند تا زمان انقراض آنها نیز برسد. نواختن لبک را نیز می توان یا آوری شیوه ای از نوازندگی لله توسط نوازندگان کهنسالی دانست که دیگر توانایی دمیدن در لله را ندارند و ایام پایانی عمر خود را با لبک مشغولند.

موسیقی تالش در کشور آذربایجان:
رواج زبان و موسیقی آذری در مناطق تالش نشین و شرایط اجتماعی- اقتصادی دوران قبل ( نظام سوسیالیستی) و زمان حاظر سبب گردیده اند تا لگام اجرایی موسیقی از دست مردان گرفته شود و به زنان تفویض گردد. مردان تالشی به دلیل رفع مشکلات معیشتی که طی هفتاد سال گذشته جز لاینفک زندگی آنان محسوب می شده، همواره از مناطق سکونت خود به صورت کارگران مهاجر به شهر های مرکزی مهاجرت نموده اند و برای خانواده هایشان هزینه های گذران زندگی را تامین می کرده اند.
هم زمان با آنان زنان نیز با کار در منزل( کارهای دستی از قبیل بافندگی، قالیبافی و...) و درمزارع ( شالیکاری، دامداری و...) با همسران خود همراه بوده اند و نغمه های موسیقی قومی خود را در هنگام کار زمزمه می کرده اند.
1- تقسیم بندی انواع موسیقی تالش در کشور آذربایجان:
عمده ترین بخش موسیقی تالش در آن سوی مرزها را نغمه های کار، لالایی مادران، تصنیف های عاشقانه و مراسم عروسی تشکیل می دهد.
برخی از نغمه ها نیز در دلتنگی ها و فراق از عزیزان مورد استفاده قرار می گیرند. علیرغم آنچه که « میر طاهر تالشی» ( ادیب و پژوهشگر شهیر تالشی، ساکن لنکران) به نقل از رشید بهبود داف( موسیقیدان برجسته آذری ) بیان می دارد؛ « رشید بهبود داف زمانی نزدیک به ده سال را در فصل تابستان در کنا مزارع تالشی ها به جمع آوری نغمه های آنان مشغول بود و از ملودیهای تالش بهره های بسیار جست، روزی شخصی از وی سوال می کند که پس از این مدت مدید و طولانی آیا دیگر نغمه های تالشی به پایان نرسیده اند و او در پاسخ اظهار می دارد که هرگاه ماهی در میان دریاها به اتمام رسیدند، نغمه های تالش نیز به پایان خواهند رسید.» امروزه تعداد نغمه های تالشی بسیار محدود هستند و مجموعه آنها شاید از تعداد انگشتان دو دست فراتر نرود و این نغمه ها را فقط معدود زنان سالخورده در تالش می دانند و به طور کلی مردان از موسیقی قوم تالش بی اطلاع هستند.
2-سازهای رایج در مناطق تالش نشین:
با کمال شگفتی و تاسف باید اذعان نمود: « دایره» تنها سازی است که امروزه در مناطق تالش نشین آذربایجان همراه و یاور زنان هنرمند این خطه می باشد. علیرغم وجود ساز ملودیک در این ناحیه، ملودیهای محدود ترانه ها در نهایت سادگی و زیبایی خلق شده اند و اجرای گروهی آنها توسط زنان روستایی تحرک و پویایی کم نظیری را به شنوندگان القا می کند.

3-شرح کلی ریتم و ملودی در موسیقی مناطق تالش نشین آذربایجان:
نغمه های تالشی در کشور آذربایجان دارای این ویژگی ها می باشند.

1- اجرا کنندگان این نغمه ها فقط زنان هستند.
2- تنها سازی که در این مناطق وجود دارد «دایره» می باشد که توسط خوانندگان زن نواخته می شود.
3- کلیه نغمه های شادمانی و کار به صورت گروهی( گروه کر) توسط زنان اجرا می شود، اجرای جز لاینفک موسیقی تالش است و آنها معتقدند، استفاده از کر در موسیقی آذری متاثر از تاثیر گذاری فرهنگی آنها بر قوم آذری بوده است.
4- هنگام اجرا، خوانندگان در دو گروه مقابل یکدیگر می ایستند و هر گروه مصرع یا یک بیت از شعر را می خوانند. در پایان مصرع دوم آخرین هجا را که معمولاً به « نت شاهد» دستگاه مورد نظر ختم می شود؛ در حد چند میزان ادامه می دهند و همزمان با آن گروه دوم ادامه شعر و ملودی را می خوانند.
5- در بسیاری از موارد اشعار به صورت بداهه می باشند. در فاصله مدت زمانی که گروه نخست به اجرای خوانندگی می پردازند، گروه دوم شعرهای مورد نظرشان را با یکدیگر در میان می گذارند و اجرا می کنند.
6- نغمه های حزین و شادمانی در قوم تالش دو سوی مرز کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند و هیچ یک از آنها نغمه های سایر تیره های قومی در سرزمین مجاور را اجرا نمی کنند. دلایل این تفاوت فرهنگی را علاوه بر جدایی جغرافیایی طی هفتاد سال گذشته در این قوم، باید در درون گرایی آنان و تاکید بر تیره های قومی جستجو نمود که مانع از آن می گردد که موسیقی یا فرهنگ تیره مجاور را مورد استفاده قرار دهند.
7- اکثر نغمه های تالش در آذربایجان نیز مانند نغمه تالش ایران در گام شور و ابوعطا ساخته شده اند و در این میان نغمه هایی مانند «دونه مروارید» نیز یافت می شوند که در گام ماهور ساخته شده اند. همچنین نغمه هایی مانند« آنا» نیز منطبق بر فرهنگ موسیقیایی سرزمین هند می باشند که اینگونه نغمه ها در مناطق تالش نشین ایران وجود ندارند.
4- معرفی و آوانگاری نغمه های تالشی در کشور آذربایجان:
این گروه از ترانه ها توسط شش خواننده زن که در حومه لنکران زندگی می کنند و با یکدیگر رابطه خویشاوندی – شش خواهر- دارند، اجرا گردیده و در سفری که نگارنده به آن سوی مرز نموده، ضبط و ثبت گردیدند. لازم به ذکر است که در شهر باکو نیز این گروه – خواهران تالشی- را معتبر ترین رواریت کنندگان موسیقی تالشی می دانستند.


مبارک با ( نوروز نامه) :
مبارک با ، مبارک با ، مبارک mebarak mebarak ba mebarak ba
مبارک با تازه سال رون مبارکmebarak ba taza sale ron mebarak
به حق حرمت سوره تبارک be haqqe hormate suraye tabarak
الاله در چمن و شکفته تازه alala dar caman vaskafta taza
همه اش امر خدای یی نیازه hama as amre xedaye bi niyaza

ترجمه:
مبارک باشد ، مبارک باشد، مبارک ّاشد
مبارک باشد، سال نو مبارک
به حق حرمت سوره تبارک
گل و لاله در چمن تازه شکفته
همه به امر خدای بی نیاز است

1- ویه مبارک ببا (vaya mebarak beba)

«ترانه » « تلفظ»
ویه مبارک به vaya mebarak beba
حُنچَه مبارک به با honca mebarak beba
هنه سیو چشه کینه Hana cio casa kina
هنه قند کینه Hana qanda kina

ترجمه:
((عروسیت مبارک باد
خنچه ات مبارک باد
دخنر سیاه چشم مادر
دختر قند مادر))
در این ترانه اشعاری خوانده می شود که نمایانگر سخنان مادر ، خواهران و پدر داماد در توصیف زیباییهای عروسشان است. همچنین اشعاری که مبین تعاریف مادر، پدر، خواهران و برادر عروس از دامادشان می باشد.

+ نوشته شده توسط Elyass در یکشنبه 31 اردیبهشت1391 و ساعت 1:24 بعد از ظهر |

ابيا (کفات)
راسته آبچليک - تیره آبچليک

نام انگليسی : Woodcock
نام فرانسوی : Becasse des bois
نام علمی (لاتين) : Scolopax rusticola
نام محلی : کفات
34 سانتيمتر ؛ پرنده ای جنگلی و نسبتا تک زی که به علت همرنگی با برگهای خشک و کم حرکتی تشخيص آن بسيارمشکل است . ابيا تنها پرنده ای است که چشمان او قابليت ديد ۳۶۰ درجه را دارد ، زيرکی اين پرنده در شکار تحسين همه را بر می انگيزد. اگراحساس خطر کند تا آخرين لحظه حاضر به پذيرفتن ريسک است تا آنجايی که ميتوان از دومتری آن گذشت بدون اینکه اطلاعی از وجود آن داشته باشید آمادر يک لحظه مثل گلوله ای که از تفنگ شليک شده از محل دور می شودهمان طور که می دانيد کرمهای خاکی در زير زمين زندگی می کنند و پس از هر باران روی زمين می آيند . ابيا به وسيله ی منقار بلند خود صدايی به وجود می آورد که شبيه صدای برخورد قطره باران بر زمين است به اين ترتيب کرمهای خاکی فريب می خورند و با بيرون آمدن از پناهگاه خود ، طعمه ابيا می شوند . نشانه های تشخيص آن از پاشلک معمولی عبارت است از اندازه بزرگتر ، جثه پرتر ، منقار کلفت تر ، بال های گردتر ، سطح شکمی نخودی با راهراه عرضی ظريف ، و نوارهای عرضی سياه روی گردن و پس سر . روز را در استتار کامل بسر می برد و در صورت پرواز با صدای مشخص سفير مانندی از زمين برمی خیزد و بلافاصله به منظور پنهان شدن فرود می آيد . پروازش معمولا سريع و مارپيچی است . در پرواز معمولا به نظر چاق ، دم کوتاه و بی گردن می آيد و منقارش را رو به زمين نگاه ميدارد . غالبا در نور کم يعنی صبح خيلی زود يا غروب فعاليت می کند .

زيستگاه :

مناطق پر درخت به ويژه اگر مرطوب و پر گل و گياه باشدو کنار آبگير های کوچک که در بارندگی ايجاد می شود  و هم چنین در مناطق دشت و جلگه ای خصوصا لمتر -توساسان-و زمين های برنجکاری.
پراکندگی :

در پناهگاه منطقه‌ سمسکند و گاهی به سمت جنوب تا خوزستان ، فارس و بلوچستان ديده می شود . بیشتر در زمستان در جنگل های شمال به سر مي برد و شکار ان بسيا لذت بخش است ابيا پرنده ای است مهاجر که در ايتاليا زادو ولد می کند و همه ساله عده‌ای به منظور شکار اين پرنده از کشور ايتاليا به ايران می آيند ( شکار اين پرنده در خود ايتاليا ممنوع است ) به تعداد فراوان زمستان را در شمال ايران(بخصوص تالش) ودر زمين‌های پست ناحيه دريای خزر می گذراند و اين در حالی است که طی سال های اخير تعداد آنها کاهش چشم گيری داشته است .


+ نوشته شده توسط Elyass در دوشنبه 25 اردیبهشت1391 و ساعت 5:18 بعد از ظهر |

سیاگالش یکی از اسطوره های جنگل نشینان و دامداران تالش وگالش است:

افسانه ها، قصه های خیال انگیز درباره موجودات خیالی اند که ازاندیشه ، اعتقاد ، آرزو، رنج ،ترس ، امید وناشناخته های زندگی انسانها شکل می پذیرند . این‌روایات شکل ساده ای دارند وبه شرح‌ وقایعی می پردازند که نبرد میان خیر و شر، مرگ وزندگی وسرانجام پیروزی خوبی بر بدی است اين رویدادها چنان درکنارهم قرارمی گیرند که قهرمان به کمک عوامل غیرطبیعی به پیروزی برسد . شخصیت های افسانه ای ازنظرظاهرورفتاربه موجودات عادی شبیه هستند اما توانایی هایی دارند که درموجودات عادی دیده نمی شود ضمن آنکه همیشه یک اتفاق دورازتصورآنها رابه ایده آل می رساند .
درمنابع اسطوره های ایرانی " گئوش " gaus " ایزد نگهبان وسرپرست چهارپایان مفید و دام های موجود در جنگل و کوهستان است . دراوستا ، ایزدی دیگرنیزبنام " درواسپ drrasp " نیزاین وظیفه رادارد ، باتوجه به سپردن نگا هبانی رمگان دراوستا به ایزد گئوش (گاو ) ودرواسپ ( اسب )  درمی یابیم  که درکنارگاو  باجایگاه مقدس، اسب نیزدرنزد ایرانیان ازاهمیت زیادی برخوردار است .

  ای درواسپ  ! ای نیک ! ای تواناترین !

مرااین کامیابی ارزانی ده که آفریدگان مزدا را کله بپرورم؛که آفریدگان مزدا را جاودانگی بخشم ...

که گرسنگی وتشنگی راازآفریدگان مزدا د وربدارم؛ که ناتوانی پیری ومرگ راازآفریدگان مزدا دوربدارم ؛ که بادگرم وباد سردراهزارسال ازآفریدگان مزدا دور بدارم .

درواسپ توانایی مزدا آفریده اشون پناه بخش – که خواستارزورنیازکننده وبه آیین پیشکش آورنده راکامروا کند – اوراکامیابی بخشید .

                                                              گئوس یشت – کرده دوم – بند 11،10،9

سيـاگـالـش (نماد حمايت ‌از دام)

   سیاگالش رخساره ای از شبان خدایان عهد دور است . که به مرورزمان رخساره وچهره ای انسانی یافته است . سیاگالش درباوردامداران ازچهارپایانی چون گاو و گوزن نگهبانی ومحافظت می کند .  به عبارتی سیاگالش نگهبان چهارپایان ازسختی ، بیماری ومرگ است واین خویشکاری یاکارکرد باخویشکاری شبان – خدایان یونانی وایرانی همگون است .

 هردام ومال چوپانی تلف شود نشانه آن است که سیاگالش ازوی روی گردانده است وهرگاه برشمارمال و رمه های چوپان افزوده شود ، آن رانشانه مهروتوجه سیاگالش می دانند .

صادق هدایت درکتاب نیرنگستان به این امر اشاره می کند " معروف است که روز  جمعه بازار، سیاگالش به شکل پیرمردی آمده وکره می فروشد . هرکس ازکره اوبخرد هرگزتمام نمی شود وپیوسته آن کره  ری (بركت)  می کند ولی به محض اینکه به کسی ابرازبکند که کره او ری می کند ،  یا مال سیاگالش  است ، فوراً دبه کره او خشک می شود *. "

سیاگالش ازسوی دیگرازقدرت دگرسانی برخورداراست، این از توانایی خدایان اسطوره ای است . سیاگالش می تواند خود رابه رخساره چوپانان درآورد ووظیفه حفاظت ونگهبانی ازرمه رابه جای آورد. این خویشکاری با خویشکاری شبان ـ خدایان اسطوره بسیارهمگون است .


در هر دین و مذهبی توجه به فردی که نجات دهنده و حل کننده مشکلات لاینحل مردم بوده و برای همه قشرهای جامعه آزادی را رقم می زند وجود دارد که معمولا از آن به نام سوشیانت یا هدف غایی و نهایی جهان و منجی عالم بشریت یاد می شود.

اسطوره سياگالش در رامسر

در باورها و مسلک گالش ها (کاس سی ها  یعنی قوم ساکن در کوهستان و با شغل دامداری و کشاورزی) نیز فردی در کوهها وجود دارد که از طایفه از ما بهتران بوده و در وقت سختی و مشقت به داد گالش ها می رسد.

به نظر برخی از اقوام ساکن در روستاهای رانکوه و توابع لاهیجان سیاه گالش جنی هست که صاحب و مالک گوزنها وآهوهای وحشی جنگلها می باشد. ولی در منطقه رامسر و حومه سرگالش به شکل انسانی است که غمخوار گالش هاست و راهنمای آنها جهت یافتن مسیرهای صعب العلاج کوهستانی در دل کوه ها و دره ها خصوصا در ایام وجود مه غلیظ در این مناطق است. سرگالش دارای قدرت ماوراء الطبیعه بوده ولی از آن جهت خدمت به انسانها استفاده می نماید. داستان نگهداری د و بچه و گاوها و گوساله ها در یک زمان نه چندان کوتاه بعد از بارش برف زمستانی توسط یکی از گالش هایی که از ییلاق به جلگه آمده بود و در عوض این کمک گاونر سیاه رنگی را به سیاه گالش هدیه داد و نعره این گاو نر (اصطلاح گیلکی گرانِه) هنوزهم گهگاهی در جنگل طنین انداز می شود زبانزد گالش های مناطق کوهستانی اشکورات و ییلاقات رامسر است . همچنین سیاه گالش کسی است که از زندگی همه گالش ها با خبر است. سرگالش ها و سلِر ها(کسی که مسئول لبنیات و تولید فرآورده های شیری گالش ها در گاوسراها و گوسفند سراها است) همه او را دوست دارند و از طریق راههای مختلف از طریق او راه درست زندگی را می یابند.

"عشق گالش ها وتالشها به اسطوره سیاه گالش وصف ناکردنی و بسیار ستودنی است".

منابعی برای مطالعه بیشتر:

 ـ سجاد پور، فرزانه. فسون فسانه. تهران ، انتشارات سپیده سحر، 1378

ـ دکتر تسلیمی، علی. گذر از جهان افسانه. رشت، انتشارات چوبک، 1381

ـ بتلهایم، برونو.افسون افسانه ها. ترجمه اختر شریعت زاده. تهران، انتشارات سروش، 1381

ـ حسن زاده، علیرضا. افسانه زندگان. تهران، انتشارات بقعه و مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381. جلد1

ـ بشرا، محمد. دد و دام. رشت، انتشارات طاعتی، 1383

ـ دوستخواه، جلیل. اوستا. تهران، انتشارات مروارید، 1384

             

+ نوشته شده توسط Elyass در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 و ساعت 4:32 بعد از ظهر |

گوزنهای بومی ایران در یک قدمی انقراض!!!

استان گیلان زیستگاه و محل زندگی دو نوع از گوزنهای

بومی ایران به نامهای مارال وشوکاست که در معرض

انقراض قرار دارند. تعرض انسانی به جنگلهای انبوه،

 آخرین زیستگاه های جانوری گیلان را در معرض

تهدید قرار داده است، گوزنهای جنگلهای گیلان

که از جانوران شاخص جنگلهای شمال محسوب

 می شوند که به دلیل تجاوز انسانی به زیستگاهها

نسل آنها در خطر تهدید قرار دارد. مناطق زندگی این گوزنها

 عموما مناطقی شکار ممنوع تلقی می شوند، جنگلهای

سیاهکل، فومن، تالش و ماسال عمده زیستگاههای

 این جانوران و آخرین پناهگاه ومحلی برای تکثیر، زاد و ولد

 طبیعی آنها بشمار می روند. از اینرو با داشتن این گنجینه ‌های

 پراهمیت نسبت به دیگر نقاط مملکت نمونه ‌ای کم نظیر است،

 هر چند از حیث ترکیب ناحیه جغرافیایی، جانوران

استان گیلان دقیقا مناسب با شرایط بوم‌ شناسی این خطه

 از تنوع بسیار برخوردارند، اما به سبب برآورده شدن منافع

آنی برخی سودجویان و فقدان مدافعان قاطع، تعدادی از آنها به

 دلیل قتل عام در مقیاس وسیع در معرض

خطر انقراض قرار گرفته‌ اند.

به هرحال جدا از شکار بی‌ رحمانه جانوران به کمک

سلاحهای مدرن، کاهش و نابودی کامل جنگلها

و پوشش گیاهی که به معنای کاهش و یا نابودی

 زیستگاه های حیوانات است و نیز توسعه مناطق

 روستای و شهری و آلودگی ها عامل عمده دیگری

 از جهت به خطر افتادن و یا ناپدید شدن

 حیات وحش به شمار می‌ رود.در حال حاضر وجود مارال و شوکا در ارتفاعات

 جنگلی هشت شهرستان گیلان از قبیل تالش، فومن،

 رودبار، شفت، رودسر، سیاهکل، لنگرود و ماسال

 ثبت شده است. هر چند از تعداد واقعی مارالها

در جنگلهای شمال اطلاع کاملی در دست نیست

 اما براساس آثار و مشاهده های مستقیم

بیش بینی می شود که تعداد 150 راس در استان وجودداشته باشد.

 

+ نوشته شده توسط Elyass در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 و ساعت 10:15 قبل از ظهر |

پرواز همای  خواننده  وترانه سرای موسیقی سنتی ایران

پرواز  همای نمونه ی کاملی است برای تمام کسانی که میخواهند از صفر شروع کنند و به اوج پرواز کنند.پروازی بر زندگینامه ی همای . . . .

بیوگرافی پرواز همای

پرواز همای از خوانندگان ایران است. وی همراه با گروه مستان که مجموعه‌ای از نوازندگان چیره‌دست سازهای ایرانی هستند، سبک جدیدی از موسیقی سنتی را ارائه می‌دهند. وی همچنین خواننده گروه ارکسترال به آهنگسازی شهداد روحانی در آمریکا بوده است. همای زاده گیلان و شهرستان شفت، می‌باشد و ترانه‌های زیبایی را نیز به زبان‌های گیلکی و تالشی اجرا کرده‌است.برخی از آواز های همای سروده ی خود اوست.

 سعید جعفرزاده احمد سرگورابی (نام و نام خانوادگی او توسط خودش و با اجازهٔ پدرش به منظور فارسی بودن نام و فامیلش به «پرواز همای» تغییر یافته)، متولد ۲۰ بهمن ماه ۱۳۵۸ در احمد سرگوراب شفت بدنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود او دیپلم خود را از هنرستادن کمال الملک رشت (مرکز استان گیلان) کسب کرد و با علاقه فراوان به او در رشته شعر آواز وآهنگ وارد دانشگاه آزاد تهران شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو تحصیلات خود را در دانشگاه به پایان رساند.لازم به ذکر است که زبان مادری این هنرمند تالشی است.


اساتید پرواز همای

در زمینه هنر آواز ، افتخار شاگردی اساتیدی همچون فریدون پوررضا ، سید کمال الدین عباسی ، هنگامه اخوان، کریم صالح عظیمی را دارد و همچنین در باب زمینه شعر و ادبیات فارسی از محضر استایدی همچون استاد دکتر علیقلی محمودی بختیاری، استاد حبیب نبوی، استاد محمود طیاری و استاد داد بهره مند گردید .بسیاری از منتقدین پرواز همای را انقلابی در موسیقی سنتی ایران میدانند وبر این باورند که وی میتواند جایگزین مناسبی برای استاد بزرگ موسیقی سنتی ایران  استاد شجریان باشد.نکته بسیار جالب و قابل تامل در باره همای این است که بیشتر طرفداران وی جوانانی هستند که تا کنون با موسیقی سنتی بیگانه بوده اند .در میان طرفداران همای پسران ودخترانی دیده میشوند که هنوز بیست سال هم ندارند واین جای بسی خوشحالی و امیدواری به جاودانگی موسیقی سنتی سرزمین پارس است.

در اندک زمانی ، همای گیلانی توانست فعالیت های حرفه‌ای خود را در زمینه شعر، موسیقی و آواز بسط دهد ، و با موفقیت کنسرت هایی را اجرا نماید . از جمله اجرای کنسرت‌های موسیقی اصیل در:

دانشکده مدریت دانشگاه تهران

دانشگاه هنر تهران

دانشگاه فردوسی خراسان

دانشگاه صنعتی تهران

تالار وحدت

جشنواره موسیقی فجر

فضای باز کاخ نیاوران

تور کنسرت‌های آمریکا(Disney Hall)

کنسرت گیلان ، فضای باز حوزهٔ هنری

خوانندگی گروه ارکسترال به آهنگسازی شهداد روحانی در آمریکا

 
 

نمونه هایی از کارهای پرواز همای

 
کنسرت تالار وحدت

ملاقات با دوزخیان

این چه جهانیست

سرزمین بیکران

کنسرت کاخ نیاوران ملاقات با دوزخیان

پروردگار مست (والت دیزنی 2008 )

عجب آب گل آلودی

مه پاره 

موسی و شبان همای و شهرداد

سر مکن همای و شهردادروحانی

مستند گروه مستان

 


+ نوشته شده توسط Elyass در سه شنبه 19 اردیبهشت1391 و ساعت 10:17 قبل از ظهر |

قرقاول یا به گویش تالشی "ویشه سوک" با نام علمي  Phasianus Colchicusاز جمله پرندگان ميباشد .

قرقاول پرنده‌اي بسيار زيبا و جالب است كه بواسطه داشتن دم بلند و راه رفتن باشكوهش از ساير ماكيان متمايز مي‌شود. این پرنده رنگین بال در بیشتر جنگلهای شمال کشور زیست می کند . قرقاولهای ایران همه از یک گونه اند ولی با توجه به پراکندگی جغرافیایی و تفاوت های ظاهری  شامل چهار زير گونه زیر هستند :

 

قرقاولهاي تالش از آستارا تا چالوس 

منطقه ارسباران و دشت مغان 

قرقاولهاي گلستان از حدود بابل تا پارك گلستان 

قرقاولهاي سرخس در جنگلهاي مرزي سرخس (هريرود)

 

جنس نرو ماده اين پرنده كاملا با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زيرگونه جنس و سن تغيير مي كند . نرها ي بالغ پروبال رنگين و پر زرق و برق و دمي دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تيره براق است . در قرقاولهاي ماده رنگ پرها نخودي تيره با لكه هاي قهوه اي زياد به رنگ محيط اطراف است كه باعث مي شود در دوران طولاني خوابيدن روي تخمها و زمان پرورش جوجه ها از ديد دشمنان پنهان بماند . 

در جنس نر سروگردن غالبا به قرقاولهاي نابالغ از لحاظ دم شبيه به كبك و داراي دمهاي كوتاه هستند و از اين لحاظ بايستي آنها را با كبكها حتي زماني كه همراه قرقاولهاي بالغ ديده ميشوند تشخيص داد . 

قرقاولهاي نر صدايي شبيه به كور - كور دارند و غالبا به هنگام هيجان و تحريك سروصداي زيادي در زيستگاه خويش ايجاد و با بال زدنهاي متعدد و پرشهاي ناگهاني جلب نظر مي كنند . قرقاول پرندهاي بسيار تيز پرواز است و با حالتي خاص به هنگام نشست و برخاست توجه انسان را بخود جلب مي كند .در كشور هايي كه داراي پوشش جنگلي پراكنده اي هستند در حاشيه جنگلهاي در اراضي مردابي  ني زارها و بوته زارها و گاهي در ياغهاي بزرگ اين پرنده را مي توان ديد . در اراضي زراعي نيز اين پرنده به چرا و تغذيه مي پردازد . تمامي قرقاولهاي بومي جنوب غربي آسيا از گروه قرقاولهاي گردن سياه هستند كه پرهاي گردن آنها به رنگ ارغواني تيره و داراي قدي كوتاه و فاقد طوق گردني هستند و رنگ عمومي پرهاي آنها خرمايي روشن است. قرقاولهاي شمال ايران بسيار رنگارنگ هستند. نرها ۷۵ تا ۷۸ سانتيمتر و ماده ها ۵۳ تا ۶۲ سانتيمتر طول دارند . سر پرنده نر به رنگ سبز سير براق و پوست برهنه دور چشمش قرمز روشن است و گوشپرهاي كوچكي دارند .           و معمولا طوق گردني سفيد دارند . اين پرنده در هنگام خطر پرواز نمي كند بلكه به سرعت مي دود و پنهان ميشود پروازش سريع و آغازش پر سرو صدااست و معمولادر ارتفاع كم و به مدت كوتاه پرواز ميكند .


زيستگاه اين پرنده در جنگلهاي مرطوب، بوته‌زارهاي تمشك و درختان پهن‌برگ يا خزان‌كننده بوده كه در زير بوته‌هاي آنها آشيانه مي‌كند.  و انواع بالغ از برگهای درختان، حشرات ،تمشك ، دانه‌ها و ميوههاي جنگلي تغذيه میکنند و افزايش و كاهش ميوه‌هاي جنگلي و حشرات در جمعيت اين پرنده موثر است.

این پرنده یکی از عجیب‌ترین پرندگان جهان است. در 2 یا3 هفته اول زندگی یک جفت پنجه روی هر بال این پرنده وجود دارد. قرقاولها روی درختان زندگی می‌کنند. پس از خوردن یک غذای کامل، وزن آنها آنقدر سنگین می‌شود، که پرواز برایشان بسیار دشوار می‌شود. این پرنده سالانه ‪ ۱۲‬تخم در اواسط اردیبهشت ماه به جا می‌گذارد و مدت نشستن روی تخم‌ها نیز حدود ‪۲۰‬ روز است.

قرقاول" از طرف سازمان حفاظت از محيط زيست كشور و يونسكو حفاظت شده اعلام شده و شكار آن ممنوع مي‌باشد.

+ نوشته شده توسط Elyass در دوشنبه 18 اردیبهشت1391 و ساعت 1:49 بعد از ظهر |
سوسن چلچراغ گیاهی است نادر که تنها در دونقطه یکی در روستای داماش گیلان و دیگری درمنطقه تالش نشین لنکران (جمهروری آذربایجان)می‌روید و نخستین گیاهی است که رویشگاه اصلی آن به عنوان اثر ملی طبیعی در ایران به ثبت رسیده‌است.

ویژگی‌های گیاه‌شناسی

  • درازا: نزدیک به یک متر
  • نام بومی و ملی / چرایی نام گزاری: سوسن چلچراغ / از آنجا که شکوفه‌های این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز می‌شوند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته‌است.انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانه‌های برجسته و پرچم‌های بسیار بلند است.
  • تیره: لی لیوم Lilium
  • نام علمی: Lilium ledebourii
  • شناسایی علمی

    در سال ۱۳۵۴ گیاه‌شناسی به نام لدربوری در بخش عمارلو(گیلان) موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید.گل دهی: ماه‌های خرداد و اوایل تیر
+ نوشته شده توسط Elyass در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 و ساعت 12:51 بعد از ظهر |
 

نتيجه يك تحقيق نشان مي‌دهد اسانس گياه دارويي آويشن تالشي كه از جمله انواع چهارگانه آويشن‌هاي بومي و انحصاري ايران است از خاصيت ضد باكتري قوي برخوردار است.
مهندس "سحر شهنازي" عضو هيات علمي پژوهشكده گياهان دارويي جهاد دانشگاهي و مجري اين طرح تحقيقاتي در گفت و گو با خبرنگار علمي ايرنا افزود اسانس اين گياه مي‌تواند به عنوان يك جايگزين مناسب براي داروهاي ضد ميكروبي باشد.

وي كه كارشناس ارشد بيماري‌هاي شناسي گياهي است گفت نتايج اين تحقيق نشان داد اسانس گياه آويشن تالشي از نظر بازدارندگي رشد ميكروبها و همچنين از نظر توان كشتن باكتري‌ها تاثير بسيار مثبتي دارد.

شهنازي گفت اثر اين گياه روي چندين باكتري از جمله استافيلوكوك اورئوس"، استرپتوك پيوژنه، سالمونلا پي‌سي و ايكولاي مورد بررسي قرار گرفت.

به گفته او اين اثر روي باكتري استافيلوكوك در بيشترين حد بود بطوري كه در غلظت ‪ ۲۵۰‬ماكروگرم در ميلي‌ليتر، اسانس آويشن تالشي تمامي باكتري را از بين برد.

در اين تحقيق به منظور شناخت جنبه‌هاي كاربردي گياه آويشن تالشي، به روش ‪ Disc -diffusion‬خواص آنتي باكتريال آن بر اساس تعيين قطر هاله رشد باكتريها در مدت ‪ ۲۴‬ساعت بررسي شد.

در اين روش، روي ديسك‌هاي آماده شده استريل اسانس گياه تزريق و باكتري كشت داده شد و بعد از مدت ‪ ۲۴‬ساعت زمان براي رشد باكتري‌ها، قطر هاله رشد باكتري‌ها اندازه‌گيري گرديد.

در دنيا ‪ ۱۵۰‬گونه از آويشن وجود دارد كه ‪ ۱۴‬گونه آن در ايران يافت مي‌شود. از اين بين چهار گونه بومي و انحصاري ايران است كه در هيچ جاي ديگر يافت نمي‌شود.

عضو هيات علمي پژوهشكده گياهان دارويي يادآور شد با توجه به اينكه داروهاي شيميايي از جمله آنتي‌بيوتيكها جهت پيشگيري و درمان به كار مي‌روند و در عين‌حال داراي عوارض جانبي هستند بررسي و تحقيق بر روي داروهاي طبيعي از جمله داروهاي گياهي اهميت دارد.

به گفته شهنازي در اين تحقيق گياه آويشن تالشي با نام علمي Thymus trautvetteri‬كه بومي ايران است و تاكنون اثر ضدميكروبي آن بررسي نشده از رويشگاه طبيعي خود جمع‌آوري و با روشهاي معمول استخراج شد.

عمليات اسانس‌گيري روي اين گياه انجام شد تا ضمن آناليز روغن فرار، تركيبات شيميايي آن شناسايي شود و به منظور شناخت هر چه بيشتر جنبه‌هاي كاربردي اين گياه، اثرات بازدارندگي و كشندگي آن بر روي باكتري‌ها مورد بررسي قرار گرفت.

مجري اين طرح در خصوص اهداف انجام اين تحقيق گفت: هدف از بررسي اثرات ضد ميكروبي و اسانس‌هاي گياهي، بدست آوردن تركيبات ضد ميكروبي با قدرت كافي، اثر مناسب و عوارض جانبي كم است تا پس از انجام آزمايش‌هاي مربوطه بتوان آنها را جايگزين داروهاي ضد ميكروبي موجود كرد.

از ديگر اهداف انجام اين تحقيق دستيابي به يك ماده ضد ميكروبي با منشا گياهي است كه در عين حال از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه باشد.

+ نوشته شده توسط Elyass در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 و ساعت 12:3 بعد از ظهر |

آی نابخرد ابوموسی ز ماست / قطعه ای از خاک پاک پرشیاست

ای که بر ایران من کردی طمع / تیر آرش بر دو چشمانت سزاست

خاک من،  ایران من، ای عشق من / بر وجودت خون ایرانی فداست


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Elyass در شنبه 9 اردیبهشت1391 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


1- 2-